آمار واردات جهانی یک پیام کلیدی دارد: اقتصادهایی که بیشترین واردات را دارند، همانهایی هستند که بیشترین نفوذ، بیشترین پیچیدگی صنعتی و بزرگترین بازارهای مصرف را در اختیار دارند. در رأس این ساختار، ایالات متحده آمریکا به عنوان بزرگترین وارد کننده در دنیا قرار دارد: ۳.۴ تریلیون دلار واردات در سال ۲۰۲۴. اما این عدد فقط یک «رقم تجارت» نیست؛ این یک سیگنال قدرت ژئواقتصادی است.
این آمار یک حقیقت ساده اما عمیق را نشان میدهد:
آمریکا بزرگترین وارد کننده جهان است، چون بزرگترین اقتصاد، پیچیدهترین صنایع، و مهمترین بازار مصرف دنیا را دارد.
اکثر کشورها وقتی واردات زیاد میبینند، آن را «ضعف» میدانند. اما در دنیای واقعی، بازار مصرف بزرگ = قدرت ژئواقتصادی.
چرا آمریکا بزرگترین وارد کننده دنیاست؟
۱. بازار مصرف آمریکا، ستون فقرات اقتصاد جهان است!
هیچ کشور دیگری چنین ساختاری ندارد:
- بالاترین سطح درآمد سرانه
- بالاترین دسترسی به اعتبار
- بزرگترین طبقه مصرف کننده با ثبات
- بالاترین ظرفیت جذب کالا و تکنولوژی
این یعنی هر اقتصاد تولید محور دنیا برای بقا، باید به آمریکا وصل باشد. چین، اروپا، کره جنوبی، تایوان، مکزیک، ویتنام… تمام این کشورها بخش قابل توجهی از رشدشان را از تقاضای آمریکاییها میگیرند.
۲. آمریکا، طراح اصلی زنجیرههای ارزش جهان
آمریکا دهها سال است که تولید را جهانی کرده، اما:
- طراحی
- تکنولوژی
- برند
- مالکیت فکری
- و سود اصلی
همگی در داخل آمریکا باقی میماند، و به همین دلیل حتی «واردات بالا» هم در نهایت سود را به اقتصاد آمریکا بر میگرداند.
۳. وارد کننده بزرگ بودن = قدرت انتخاب و کنترل
آمریکا تأمین کننده نیست؛ آمریکا انتخاب کننده است. هر کشوری که بخواهد واردات بازار آمریکا را داشته باشد مجبور است:
- استانداردهای آمریکا را رعایت کند
- مقررات آمریکا را بپذیرد
- کیفیت مدنظر آمریکا را تولید کند
- حتی گاهی سیاستهای آمریکا را پذیرا باشد
این یعنی کنترل نرم بر اقتصاد جهان.
جنگ اقتصادی آمریکا و چین؛ جایی که قدرت واقعی مشخص شد
در جنگ تعرفهای:
- چین به آمریکا وابسته بود
- آمریکا به چین وابسته نبود
کدام میبازد؟ همیشه طرفی که بازار ندارد؛ و در این تقابل بزرگ، چین این نقطه ضعف بزرگ را داشت. چین فهمید نمیتواند:
- بازار جدیدی با این حجم بسازد
- مصرف کننده جایگزین برای آمریکا پیدا کند
- نقدینگی لازم برای جذب محصولاتش را در جای دیگری تأمین کند
در نهایت، چین عقب نشست.
قدرت واقعی در اقتصاد جهانی از «مصرف» میآید، نه صرفاً «تولید». به همین دلیل، چین نتوانست حتی با تمام توان تولیدیاش «مسیر مستقلی» ایجاد کند. جنگ تعرفهای بهجای اینکه آمریکا را زمینگیر کند، چین را مجبور به عقب نشینی و توافق کرد.
اما ایران
ایران یکی از بزرگترین منابع انرژی، مواد اولیه و موقعیت ژئوپلیتیکی را در اختیار دارد. اما چرا هیچ جایگاهی در تجارت جهانی ندارد؟ چون ایران دیگران را به خود وابسته نکرده؛ خودش را از دیگران جدا کرده است. ایران سالها است در دام یک تفکر اشتباه شبهه سوسیالیستی افتاده است:
خودکفایی در همه چیز = قدرت.
و از این رو ایران مسیر معکوس آمریکا را رفته:
- خودکفایی افراطی
- قطع ارتباط با بازارهای جهانی
- نبود برند قدرتمند بینالمللی
- ترس از وابستگی، بهجای ساختن وابستگی متقابل
- عدم توسعه زنجیرههای ارزش
نتیجه چیست؟
- عدم نقش آفرینی در تجارت جهانی
- ناترازی انرژی در داخل
- شکست در تبدیل منابع طبیعی به قدرت ژئواقتصادی
- از دست دادن بازارهای جهانی بدون تحریم هم ممکن بود اتفاق بیفتد، چون تفکر توسعه غلط است.
وقتی بزرگترین دارنده منابع انرژی، مواد اولیه و بازار ۸۵ میلیونی باشی اما هیچکس در دنیا به تو وابسته نباشد،
- مسئله دیگر تحریم نیست؛
- مسئله تفکر توسعه است.
اقتصاد ایران نیازمند تغییری در سطح «پارادایم» است، نه چند اصلاح کوچک. قدرت در جهان مدرن از اتصال به دست میآید، نه از قطع ارتباط و خصومت با همه.
توسعه جهانی؛ آمریکا به عنوان بزرگترین وارد کننده در دنیا
اما آمریکا در مقابل دقیقاً مسیر متفاوتی را رفته است و مدل خود را بر پایه:
وابسته سازی دیگران = قدرت پایدار.
آمریکا کاری کرده که:
- چین بدون بازار آمریکا نمیتواند رشد کند.
- اروپا بدون سرمایه آمریکا نمیتواند رقابت کند.
- کشورهای درحال توسعه بدون دلار آمریکا نمیتوانند تجارت کنند.
این یعنی هژمونی اقتصادی واقعی؛ قدرتی که از «جریان تجارت» میآید، نه از «انزوای تجاری». در تمام دنیا و کشورهای توسعه یافته قدرت واقعی امروز خود را اینها میدانند:
- بازار بزرگ بساز
- دیگران را به بازار خودت وابسته کن
- زنجیره ارزش خلق کن، نه فقط تامین مواد خام
- در شبکه اقتصاد جهانی گره بخور، نه جدا
این کاری است که:
-
آمریکا در اوج انجام میدهد
-
چین در حال یادگیریاش است
-
اروپا با آن زندگی میکند
-
و اقتصادهایی هم مثل ایران هنوز از آن فاصله نوری دارند.




بدون دیدگاه